بازگشت عشق
حافظ خلوت نشین دوش به میخانه شد
از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد
شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب
باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد
مغبچه ای می گذشت راهزن دین و دل
در پی آن آشنا از همه بیگانه شد
صوفی مجنون که دی جام و قدح م شکست
دوش به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد
آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت
چهره ی خندان شمع آفت پروانه شد
گریه ی شام و سحر شکر که ضایع نگشت
قطره ی باران ما گوهر یکدانه شد
نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری
حلقه ی اوراد ما مجلس افسانه شد
منزل حافظ کنون بارگه پادشاست
دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۰ دی ۱۳۸۷ ساعت 21:12 توسط ترنم
|